دكتر عقيقى بخشايشي

114

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

تفسيرى اماميّه اشارهء اجمالى مىشود : 1 . طبقهء اوّل : كسانى كه روايت تفسير را از پيامبر اكرم ( ص ) و ائمّه اهل بيت ( ع ) فراگرفته‌اند و در اصول خود به طور غير مرتّب ثبت كرده‌اند و به روايت و بازگوئى آنها پرداخته‌اند مانند : زراره و محمّد بن مسلم ، معروف ، جرير و امثال ايشان . 2 . طبقه دوّم : اهل تأليف نخستين مانند : تفسير فرات ، ابن ابراهيم ، ابو حمزه ثمالى و عيّاشى و عليّ بن ابراهيم قمى ، و نعمانى صاحب تفسير و . . . شيوهء تفسيرى اين طبقه مانند طبقه چهارم از مفسرين اهل سنّت اين بود كه روايات مأثوره را كه از طبقه اوّل أخذ كرده بودند با اسناد و مأخذ در تأليفات خودشان درج مىكردند و از هرگونه إعمال نظر ، خوددارى مىنمودند . نظر به اينكه زمان دسترسى به ائمّه اهل بيت ( ع ) طولانى بود و تقريبا سيصد سال ادامه داشت طبعا اين دو طبقه ترتيب زمانى نداشته متداخل بودند و همچنين كسانى كه روايت را با حذف اسناد ، درج مىكردند بسيار كم بودند و در اين باب به‌عنوان نمونه تفسير عيّاشى موجود را بايد نام برد كه يكى از شاگردان عيّاشى پس از تأليف عيّاشى ، اسناد روايات را اختصارا حذف نموده و نسخهء او به‌جاى نسخهء اصلى عيّاشى دائر گشته است . 3 . طبقهء سوّم : ارباب علوم متفرّقه است مانند : سيّد رضى ( 406 ه ) در تفسير ادبى خود ، و شيخ طوسى ( 460 ه ) در تفسير كلامى خود كه تفسير التبيان باشد ، و صدر المتألّهين شيرازى ( 1050 ه ) در تفسير فلسفى خود ، و ميبدى يا گنابادى در تفسير عرفانى خود و شيخ عبد على حويزى ( 1107 ه ) در تفسير نور الثقلين و فيض كاشانى ( 1091 ه ) در تفسير صافى و أصفى المصفّى ، و كسانى كه بين تعدادى از علوم را در تفاسيرشان جمع كرده‌اند ، مانند شيخ طبرسى ( 548 ه ) در تفسير مجمع البيان كرارا از راههاى مختلف لغت ، نحو ، قرائت ، كلام و حديث گفتگو نموده است . شيعه به نصّ قرآن مجيد ، قول پيغمبر اكرم ( ص ) را در تفسير آيات قرآنى حجّت مىداند و براى اقوال صحابه و تابعين مانند ساير مسلمين هيچ‌گونه حجيّت قائل نيست مگر از راه روايت از پيغمبر اكرم ( ص ) و اهل بيت ( ع ) به نصّ خبر متواتر « ثقلين » قول عترت و اهل بيت ( ع ) را تالى تلو قرآن مىداند و در تفسير قرآن مجيد به قول پيامبر اكرم ( ص ) و ائمّه هدى ( ع ) كه به طريق معتبر نقل شده است بسنده مىنمايد ، و به اين ترتيب طبقات تفسيرى خود را به ترتيب ازمنه ، بنيان مىنهد ، و احيانا در توضيح و تعقيب كلمات پيشوايان ، مطالب و فوائدى را مىافزايد به اين ترتيب تفاسير متنوّع و مفيدى به وجود مىآورد كه ما اكنون در صدد بيان و معرّفى آنها قرار گرفته‌ايم . * تقسيم‌بندى استاد شهيد مطهّرى استاد بزرگوار ، مفسّر ارزشمند و فيلسوف عاليقدر حضرت آية اللّه شيخ مرتضى مطهّرى ، در كتاب « خدمات متقابل » تقسيم‌بندى ويژه و روشن‌ترى در مورد قرّاء و مفسّرين دارند كه ذيلا آورده مىشود و چون موضوع كتاب آن بزرگوار ، دربارهء ارائه خدمات متقابل اسلام و ايران است طبعا نگرش و ديد خاصّى خواهد داشت ، ولى به علت جامعيّت و گستردگى كه دارد و مفيد به حال دانشجويان و خوانندگان خواهد بود با طلب رحمت به روان پاكش و درخواست علوّ درجات ، در اينجا به تفصيل آورده مىشود : او مىفرمايد كه در ميان علوم اسلامى اوّلين علمى كه تكوّن يافت ، علم قرائت و پس از آن علم تفسير بود ، علم قرائت مربوط به لفظ قرآن است كه چگونه خوانده شود و علم تفسير مربوط به معانى كلام اللّه مجيد است كه چه